رفتن به محتوای اصلی
1 سال قبل

0 کلمه

طبق قانون تکاملی داروین، موجودات ضعیف و نامنطبق با محیط پیرامون به تدریج حذف می شوند. این پدیده در طی سالیان متمادی موجب ایجاد و خلق گونه های جانوری شده اند که از نظر اندام های درونی و بیرونی و حتی احساسات قوی تر از انسان ها هستند. به نظر می رسد که انسان دارد یک جاهایی طبیعت و قانون داروین را دور می زند. این دور زدن ماحصل افزایش قدرت تفکر و مغز اوست.

اغلب موجودات به لحاظ بدنی و اندام های درونی نسبت به انسان قوی تر هستند. چرا؟ چون عقل ناقص تری دارند. تکامل انسان نسبت به سایر مهره داران و حتی خانواده میمونها، از جنبه تکامل و پیچیدگی های مغزی است. مثلاً  گربه می تواند تا حدود ۴۰ روز  آبی ننوشد و کلیه هایش توان و تحمل بی آبی را برای مدت طولانی دارد. همچنین بسیاری از جانوران دچار سرطان نمی شوند.

انسان در مسیری از تکامل قرار گرفت که در طول سالیان دراز مغزش بزرگتر و در عین حال اتصالات سلولهای عصبی اش نیز بیشتر شده است. ساخت و استفاده از ابزارها و تجهیزات و پیرو آن پیشرفت علم موجب شده است که متوسط طول عمر انسان از حدود ۴۰ سال به حدود ۷۰ سال افزایش یابد. این افزایش طول عمر ناشی از غلبه انسان بر بسیاری از بیماری ها و نقصان های مادرزادی و کمبودهای اندامی می باشد.

جانوری غیر از انسان در صورتی که نقصی در اندام داشته باشد، طبیعت حذفش می کند. اما انسان تا حدود زیادی این مرحله را پشت سر گذاشته است. از آنجایی که گربه ها به صورت طبیعی در شرایط سخت زیست می کنند، اندامهای آنها از جمله کلیه های آنها بسیار قوی تکامل یافته است. حال آنکه انسان به خاطر “قدرت عقل” یاد گرفته برای رفع عطش، دست به گیاه خواری، حفر زمین، تقطیر آب و … بزند.

به نظر نگارنده، اخیراً تکامل در شاخه انسانی، فقط در حوزه عقل و پیچیدگی های مغزی او پیش رفته است. این مورد را من نمی توانم پیشرفت نامگذاری کنم. ما از طبیعت فاصله گرفته ایم و در شرایط جنگ و آسیب به آن هستیم، واقعاً از نظر اندامی ضعیف و از نظر مغزی فوق العاده شگرف رشد کرده ایم.

عقل ما بهتر ولی بدنهای ما ضعیف شده است. اگر سبک زندگی ۵۰ سال و یا حتی ۲۰ سال اخیر بررسی شود، کاملاً مشهود است که حتی نوع مشاغل از زمینهای زراعی و تولیدی به کسب و کارهای پشت میزی و نوین تبدیل شده اند. این تغییرات مرهون عقل بشری است. اندام های تنومند کشاورزان و روستائیان به اندام هایی ظریف و سست مردم شهرنشین تبدیل شده است. این تغییرات از حدود ۵۰ سال پیش تا کنون مشهود است. بیماری های قلب و عروق، کلیه، انواع سرطان ها مرهون تغییرات سبک زندگی و افزایش قدرت عقل است.

اینکه در کنار پیشرفت عقل بشر، علم هم پیشرفت کرده است، شکی نیست. ولی یک نکته ظریف اینجا وجود دارد. عقل بشری اول اندامهای انسان را ضعیف نمود و حالا انسان به دنبال دارو و شیمی درمانی برای درمان سرطان های خود است. رژیمهای غذایی و خوراک انسان ها بشدت غیرطبیعی و تراریخته شده اند. حیوانات به شدت کمتر بیمار می شوند. چرا؟

هیچیک از موجودات غیر از انسان تا این اندازه از طبیعت فاصله نگرفته است. این دوری ناشی از ذهن کنجکاو بشر است. آیا ما نیاز به کشف الکتریسیته و سیلیکون داشتیم؟ ما حصل این کشف، انواع سیستم های کنترلی، رایانه، موبایل، اینترنت، پرتاب موشک و … می باشد. اگر علم پزشکی پیشرفت نمی کرد شاید با متوسط عمر ۴۰ سال زندگی سالم و با کیفیت تری می داشتیم.

در آینده ای نزدیک به نظر می رسد ترکیب سیلیکون و هوش مصنوعی ما را بیشتر از طبیعت دور کند. این دوری از طبیعت حتی ممکن است باعث حذف و کمرنگ شدن نقش بشر و ظهور تکنولوژی هایی شود که منطبق بر هوش مصنوعی باشند.

One Reply to “تنازع سیلیکون و طبیعت …”

  1. در هر دوره ی زمانی موجوداتی بر روی کره زمین حکمرانی کرده و سپس محو شده اند شاید ما نیز در همین مسیر هستیم با این تفاوت که ما با ساختن هوش مصنوعی خود جانشین مان را انتخاب میکنیم. راهی به سوی تاریکی مطلق

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *